ادامه نوشتار
جریان چی بود؟ چه اتفاقی تو محلمون افتاده؟
سریع نگاهم و به کارگاه ساختمونیه روبروی خونمون چرخوندم. دقيقن همينه. نورافکن های محوطه این کارگاه خاموشه.
پس قضیه اینه. سریع به پشت بام رفتم و ستاره ها رو به تماشا نشستم. تعدادشون بیشتر شده بود. آدم قشنگ احساس می کرد که شب شده. یه آرامش خاصی به آدم دست می داد. محله حال و هوایی خاص گرفته بود.
اما چند ساعتی بیشتر خوش نبودیم که ...

هفت سال پيش كه كار روي آلودگي نوري را شروع كردم غير از دوستانِ همفكرم، خودم نيز فكر نمي كردم كه به اين زودي به يكي از آرزو هايم برسم
پيوستن ايران در سال پنجم برنامه ساعت زمين.طرح شمارش ستارگان و تهیه نقشه آلودگی نوری جهان شروع شد. اگر می خواهید شهر شما هم در این لیست قرار گیرد به اینجا رفته و راهنمای فارسی آن را مطالعه فرمائید.
به امید خدا بتوانید ستارگان زیادی را در آسمان شهرتان بشمارید.
آسمان دلتان پرستاره بمانید
چند روز پیش صبح زود از میدان تجریش رد می شدم(در شمال تهران) تلالو نور خورشید در نوک برف و مه زده قله کلکچال زیبایی عجیبی از خود به جای گذاشته بود . هر چند که اون دور و بر کمتر کسی مثل من سربه هوا بود تا بببیند و لذت ببرد. به سمت جنوب میدان که آمدم تو ذوق ام خورد و لذت ثانیه ای پیش از بین رفت. چراغ هایِ زشتِ تزئینی دور میدان هنوز روشن بود (بع علت کیفیت پایین فتوسل مدارشان)و این طور می شد دریافت که می خواهند زیباییشان را در مساف با زیبایی طبیعت به داوری گذارند. این است گرافیک شهری و توجه به نظم یا هارمونی مبلمان شهری.
خبر خوبی هم در خصوص تدوین قوانین و ضوابط نورپردازی در تهران دارم. سازمان زیباسازی شهرداری تهران جهت ساماندهی و یکدست سازی نمای شهر اقدام به تدوین ضوابط، استاندارد و دستورالعمل نموده است. در این کتاب حدودا 250 صفحه ای تنها 10 صفحه به مقوله نورپردازی اختصاص داده شده. هر چند که تا کاهش عینی آلودگی نوری فاصله زیادی داریم اما همچنان می توان امیدوار بود.

یادم می آید اولین مطلبی که در روزنامه ایران در خصوص آلودگی نوری به چاپ رساندم به مناسب بودن نور بزرگراه چمران تهران اشاره کردم و گفتم سرپوش های استفاده شده در آن استاندارد و فول کاتاف است. این قضیه بر می گردد به سال ۸۳. اخیرن چند ماهی است این سرپوش های استاندار با نمونه لاکپشتی و غیر استاندارد تعویض شده و در این خصوص نیز کشورمان چند قدم به عقب برداشت.
چند وقتی است این فکر مشغولم کرده که این رفتار ما ایرانیان با نور ناشی از چیست؟ بطور مثال اگر فرد غیر ایرانی ای بخواهد از فرهنگ واقعی و زیرپوستی ما مطلع شود کافی است چند دقیقه ای به رانندگی ما در خیابان ها نظاره گر شود.
در خصوص نورپردازی های فضاهای شهری ایران نیز بعنوان نمونه می توان گفت استفاده بسیار زیاد از نور سبز بر روی فضاهای سبز و درختان شاید ریشه در باورهای دینی ما داشته باشد.
حال شما خواننده عزیز و علاقمند به من بگوئید چه رفتاری در فرهنگ کوچه بازاری ما می بینید که تطابق نسبی با نورپردازی های ما دارد؟
نجوم را دوست دارم چون منشا زمینی ندارد. مطالعه آن لازمه از زمین کندن است. و چه آرامش بخش. و این انسان عصر جدید است که می تواند در شبهای رصدی خود را از پلیدی های این عصر تطهیر کند.